تو در میانهی همه چیزی..
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
تو،نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی، تا دیدارت كنمو نه از آن منی،تا قلبام آرام گیردو نه من، محروم از توامتا فراموشات کنمتو در میانهی همه چیزی..
به من آموختی با زخم ها باید کنار آمد
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
نهالی کاشتم، هی صبر کردم تا به بار آمدچه یخ ها آب شد در سینه من تا بهار آمدزمین دور سرم چرخید تا باور کنم مستمشراب تلخ لبخند تو آخر سر، به کار آمددلم چیزی به غیر از عشق در مشتش نبود، امابدون هیچ تردید
روزی می آید..ناگهان روزی می آید
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
از به دوش کشیدن من خسته شدیسنگین بودماز دست هایم خسته شدیواز چشم هایمو از سایه امحرف هایم تند و آتشین بودندروزی می آید..ناگهان روزی می آیدکه سنگینی رد پاهایم رادر درونت حس کنیرد پاهایی که دور می شوندو این سنگینی از هر چیزی طاقت فرسا تر خواهد بود
دارد پاییز می رسد...
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
دارد پاییز می رسدانار نیستمکه برسم به دست هایِ توبرگم !پُر ازاضطرابِ افتادن...
دلم گرفته برايت
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
گره به كار من افتاده است از غم غربتكجاست چابكي دستهاي عقدهگشايت؟دلم گرفته برايت" زبان سادهي عشق استسليس و ساده بگويم: دلم گرفته برايت
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
ما را ز منع عقل مترسان و می بیارکان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیستاز چشم خود بپرس که ما را که میکشدجانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
فراموشی دل میخواست که ...
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 23:36
گفته بودم؛فراموشی زمان میخواهد..اشتباه بودفراموشی زمان نمیخواهدفراموشی دل میخواستکه آن هم پیش تو ماند
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیستxa0
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 2:28
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست
سودای تو در سر دارم
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 2:28
روزگاریست که سودای تو در سر دارممگرم سر برود تا برود سودایت ...
و بهمن ماه میلاد تو از راه رسید ...
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 19:07
ماه بهمن ماه تو دوباره رسید تولد تو به رخم می کشد تولدت تنهایی ام راونیز آشکارا می کند خاموشیم راهرسال که به چهاردهم ماهت می رسمبگذشت خاطره ها می رسم
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 19:07
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی چشما
همه سودای تو دارم ، تو بمان
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 19:07
تو نور چشمان منی ، بر دو چشمم قدمت مرو از این خانه ، مرو تا نمیرم زغمت تو بمان ، با من عاشق که به سر همه سودای تو دارم ، تو بمان
ای رقیب اگر یار او شدی همچو من مهربان شو
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 19:07
ای رقیب اگر یار او شدی همچو من مهربان شوترک او مگو، در وفای او، یکدل و یکزبان شو آن که همچو جان میپرستمش آرزوی تو داردآن که بسنه ام دل به موی او دل به سوی تو دارد ای رقیب اگر یار او شدی همچو من مهربان
تولدت مبارک مهربانم …
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 19:07
امروز یک انسان فوق العاده خاص متولد شده و آن شخص تو هستیشاید برای جهان تو تنها یک نفر باشیاما برای من یک دنیا هستیتولدت مبارک عزیزم!
شرط میبندم ...
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 19:49
شرط میبندم ک نصف چیزاییو ک من هیچوقت فراموش نمیکنم، تو حتی یادتم نمیاد...
تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 19:49
تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .تو چیستی، كه من از موج هر تبسم توبسان قایق، سرگشته، روی گردابم! تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید؟ تو را كدام خدا؟تو از كدام جهان؟
یلدا
-
تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 19:49
یلدا شوخی بیمزه فصلهاست!نبودَت از کثرت دقیقه و ثانیهها گذشته،باید تقویم را از انتهای آذر شکافت! شبش را چند سالی، کِش و قوس داد،تا ملموس شود آنچه که همگان از دیدنش عاجزند ولی من هر شبم شکافَش، به طولانیِ قرنهاست...
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 17:24
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
جلوهٔ ناز تو را به بام فلک برد و نردبان برداشت!
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 17:24
به دامنت نرسددست کس که جلوهٔ ناز تو را به بام فلک برد و نردبان برداشت!
پاییز در راه است...!
-
تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 17:24
باید به خرمالوهای کال سربزنمبه انارهای سبزبه آدمهای ناپختهبه آنها که هنوز عاشق نشدهاندبگویم که اتفاق بزرگی خواهد افتاد بگویم که پاییز در راه است...!