خرید بک لینک

چه 1 سر زد از ما که در 1 1

بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی

سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول

که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی

ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی

ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی

کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز

تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی

به قلمروی محبت در خانهای نرفتی

که به پاکیاش نرُفتی و به سختیاش نبستی

به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم

ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی

برچسب: نویسنده: بنیامین شمس تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:47

صفحه بندی